× کد زير را بردارید و در وبلاگ يا وب سايت خود بگذاريد. در هر بازديد يک واژه ی پارسی و برابر بيگانه ی آن نمايش داده می شود

درباره این سامانه

این سامانه از ژانویه ۲۰۰۹ ترسایی برابر با دی ماه ۱۳۸۷ خورشیدی به کوشش حسین اقوامی (آزاد) و برای پشتیبانی از زبان پارسی، پارسی گویی و پارسی سره راه اندازی شده است.

در این سامانه واژه ای ساخته نمی شود بلکه واژه های پارسی که از دیرباز در زبان و فرهنگ پارسی زبان ها هستند پیشنهاد میشوند.

واژه های این سامانه با همکاری و یاری پارسی دوستان و ایران یاران از سراسر جهان با کمک رسانه های گروهی (فیسبوک) بازبینی می شوند و افزایش می یابند.

سامانه به پارسی سامانه ای ناوابسته و ناسودبر می باشد و به هیچ گروه سیاسی، دینی، اجتماعی، نژادی و ... وابستگی ندارد و از هیچ کشور، بنیاد، سازمان یا نهادی هیچگونه کمک مالی دریافت نمی نماید.



پارسی گویی چیست و چرا باید پارسی را پاس بداریم؟

پاسداشت زبان پارسی که امروزه ۱۴۴ میلیون تن در جهان به آن سخن می گویند اندیشه نوینی نیست و به سده ها پیشتر باز میگردد.

بهترین نمونه ی کوشش برای زدودن واژه های بیگانه از زبان پارسی، شاهنامه فردوسی است که شاید هم بزرگترین کوشش در این زمینه باشد. شاهنامه فردوسی سروده هایی با شصت هزار بند و به پارسی سره است و بندهایی که واژه های بیگانه در آن دیده می شوند را دیگران به آن افزوده اند زیرا آرمان فردوسی زنده نگاه داشتن پارسی بود پس نمی توانسته از واژه های بیگانه برای این کار سود ببرد. این ابر مرد ایرانی سی سال از زندگی خود را برای نوشتن و سرایش شاهنامه و در راه آرمانش گذاشت.

پارسی گویی نه تنها درگیری با دیگر زبانها نیست و هرگز نمی تواند ارزش دیگر زبانهای مردمان ایران زمین را کاهش بدهد بلکه خوشبختانه زبان پارسی آنچنان با دیگر زبانهای کشورمان در هم آمیخته که یکی از انگیزه های دوستی و یگانگی مردمان ایرانی از تیره های گوناگون بوده و هست. پارسی و دیگر زبانهای ایرانی داد و ستد ها کرده اند و مانند چسبی تکه های زبانی کشورمان را همواره به هم پیوند داده و بخشی از گنجینه یکدیگر شده اند.

پارسی گویی اندیشه ای پاک و بدور از کینه ورزی به زبانهای دیگر می باشد، زیرا هر زبانی برای گسترش و بهینه شدن به وام گرفتن نیازمند است و بسیاری از واژ های بیگانه که امروزه در زبان ما کاربرد دارند در درازای روزگاران از آن ما شده اند و پرمایگی این زبان را فراهم میکنند هرچند نباید فراموش کرد که پارسی گویی کوششی برای بیشتر بکار بردن واژه های خودی است.

اگر زبان پارسی را میزبان بخوانیم و واژه های بیگانه را میهمان، دشواری هنگامی آغاز میشود که شمار میهمانان در نزد میزبان بیشتر از گنجایش آن خانه افزایش بیابند. شمار واژه های بیگانه در هر زبانی تا اندازه ای پذیرفتنی است که می تواند دست بالا بیست درصد باشد. هنگامی که این اندازه بیشتر شود، واژه های بیگانه زبان میزبان را کنار می زنند و کم کم نشانی از واژه های میزبان به جای نمی ماند و زبان میزبان سرنگون خواهد شد. نابودی و سرنگونی یک زبان به گونه ای خزنده، در سالهای دراز و اندک اندک رخ می دهد و اگر فراخوان و هشدار اندیشمندان و خواست همگانی و مردمی در میان نباشد، این دوران کوتاهتر خواهد شد.

خوشبختانه یکی از ویژگی های نیرومند زبان پارسی، توانایی درونی آن برای ساختن واژه های تازه است (با کمک پیشوند و پسوندها) بگونه ای که با پیوند دادن دو یا چند واژه، و همچنین با یاری گرفتن از پسوند و پیشوندها می توان بسادگی واژه هایی تازه ساخت که همگان آنرا بفهمند. دلبخواهی، دلگرمی، تنگدل، یکدل و بددل واژه هایی هستند که از پیوستن «دل» یا واژه های دیگر درست شده اند و نمونه های آن در زبان پارسی بی شمارند.

شوربختانه امروزه در زبانی که ما به آن گفتگو می کنیم و می نویسیم بیشتر از نیمی از واژه ها بیگانه هستند و کوششی از سوی دیوان سالاران و سرپرستان فرهنگی بزرگترین کشور پارسی زبان برای بهبود و پشتیبانی از زبان پارسی به چشم نمی خورد.

گمراهی و نادرستی که ریشه در کاستی های گوناگونی دارد تا بدانجا پیش رفته که بسیاری از واژه های تازه ی فرهنگستان زبان پارسی، خود از زبانهای بیگانه برگرفته شده اند و گاهی به جای یک واژه بیگانه، چند واژه بیگانه از زبانی دیگر را در کنار هم به نام یک واژه تازه پارسی به پارسی زبانان پیشنهاد می دهند.

با این همه، تلاش فرهنگی در هر اندازه ای که باشد کارایی خود را نشان خواهد داد و اکنون جای آن دارد که به خود آئیم و کوششی بیش از پیش برای نگهبانی از واژه های زبان خود بکار بندیم.

چرا پارسی گویی؟
اگر بپذیریم که زبان یک کشور تکه ای از فرهنگ و گذشته آن می باشد، پس همانگونه که از دست دادن گوشه ای از خاک کشورمان یا از میان رفتن یک کاخ باستانی در میهن ما نگران کننده است، نابود شدن زبان و واژه های آن کشور هم میتواند به همان اندازه دلگیر کننده و اندوهناک باشد.

اینجاست که اندیشه پارسی گویی به میدان می آید تا واژه های پارسی را از تارهای بیگانه ای که به دور آن تنیده شده برهاند و آنرا برای آیندگان زنده و شاداب نگاه دارد.

همانگونه که بیگانگان برای از دست رفتن گنجینه های کشورمان نگران نیستند، هویداست که پارسی گویی هم تنها برای یک پارسی زبان میهن پرست ارزشمند است و نمی توان از ناخودی چشمداشتی برای یاری و نگهبانی داشت.

پارسی گویی چیست؟
پارسی گویی کوششی بدون کینه و دشمنی است برای بکار گرفتن واژه های ساده و روزمره پارسی در گفتار و نوشتارمان، بگونه ای که به درونمایه ی گفتار یا نوشتار آسیبی نزند.

اگر گمان میکنید پارسی گویی سخن گفتن به زبان هزاران سال پیش است و کسی گفته ها و نوشته های شما را در نمی یابد و شما را دست می اندازند و به شما می خندند، سخت در گمراهی بسر میبرید.

برای آنکه به شما نشان دهیم که پارسی گویی نه سخت است و نه لودگی، یکبار دیگر از آغاز این نوشته را بخوانید و ببینید که در سراسر این نوشته یک واژه ی بیگانه هم نیست و شما بسادگی دریافتید که چه میخواهم بگویم و به روشنی این نوشته را فهمیدید.

همانگونه که امروزه نه تنها فردوسی بزرگ را برای پاسداشت زبان و فرهنگ کشورش سرزنش نمیکند، بلکه در سراسر جهان برایش یادواره هم می گیرند و او را می ستایند، کسی من و شما را هم برای پاسداشت، آموزش و گسترش فرهنگ و زبان خودمان سرزنش نخواهد کرد بلکه این کوشش و بزرگ منشی از نشانه های میهن دوستان فرهیخته است و هر خردمندی آنرا گرامی میدارد.

اگر کورش و زرتشت و فردوسی گنجینه هایی فرهنگی از دیروز ما هستند و سربلندی ایرانیان را فراهم کرده اند، زبان پارسی نیز بخشی از این گنجینه کهن است که خوشبختانه تا امروز زنده مانده و می توان با پارسی گویی به آن بالید و آنرا همچنان زنده نگاه داشت.

با مهر و سپاس

حسین اقوامی (آزاد)

آذرماه ۱۳۸۹ خورشیدی برابر با دسامبر ۲۰۱۰ ترسایی - بروکسل، بلژيک




ابزار و روشهای سودمند برای آموزش و گسترش پارسی گویی:


پارسی گویی در تلگرام پارسی گویی در فیسبوک اینستاگرام دریافت واژه های پرکاربرد

خرید واژه نامه پالایشگر آناهیتا پیوند با ما برای وبسایت یا وبلاگ شما



پایگاه پشتیبانی از زبان پارسی، پارسی گویی و پارسی سره